سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
1 2 >

مرگ تدریجی یک مسئول زمانی فرا می رسد که حتی طرفداران و مطالبه گران وی، علیه وی به صورت پنهانی دست به کار شوند و برای به زیر کشاندنش تلاش کنند.

امروز این جریان که هر روز پررنگ تر می شود را می توان در زنجان مشاهده کرد، تلاشی که سه سال قبل برای وارد کردن مسئولی به ظاهر توانمند انجام می شد وو در هنگام ورود وی برایش گاو قربانی می کردند، امروز به همتی دسته جمعی برای عزل و انتقال این مسئول تبدیل شده است. 

زنجانیان طبع ناشناخته ای دارند، نه آنان را می توان در زمره اصلاح طلبان جای داد و نه حتی می توان نام اصولگرا برایشان انتخاب کرد.

یک روز با سرما گرماییشان می شود و یک روز در گرمای تابستان، سرمازده می شوند.

این خاصیت آب و هوای این سرزمین نیز محسوب می شود که در وسط زمستان می توان گرمای 27 درجه را تجربه کرد و در چله تابستان به شاهد سردی هوا و بارش شدید باران و گاه در ارتفاعات برف بود.

این تبع ناشناخته شامل حال سیاسی و اقتصادی آنان نیز می شود، روزی برای ورودی کسی سر و دست می شکنند و فردا نشده، برای خروج وی نذر و نیاز می کنند، در این زمان است که هنگام مرگ یک مسئول فرا می رسد.

این معضل مربوط به زمانی است که مسئول نتواند انتظارات و توقعات ساکنان شهر زنجان به ویژه همان جناحی که حامی وی بوده است را برآورده کند و یا در جریانی غیر از مقصود آنان حرکت کند.

این روزها، صدای مرگ تدریجی یک مسئول در پست استانداری استان زنجان به گوش می رسد و جمشید انصاری خواسته ناخواسته می داند که باید برود و شاید دیگر فرصتی برای خدمت گذاری در عرصه ای دیگر نداشته باشد.

بهانه اصلاح طلبان حامی جمشید انصاری که روزی برای ورود وی سر و دست می شکستند به منظور جابجایی استاندار، عدم تحقق مطالبات آنان و نبود خروجی در عملکرد دو نیم ساله وی بیان می شود.

 


  

من یک خبرنگارم...

همان شغلی که مسوولی زمانی به خودش اجازه می دهد آن را با خبرچینی هم ردیف بداند...

همان شغلی که مسوول دیگری به خودش اجازه می دهد به سبب نوشته هایم نشریه ام را توقیف کند...

همان شغلی که کسی آن را شایسته احترام نمی پندارد...

همان شغلی که لذتش بیش از سختی اش و توهینش بیش از تقدیرش است.

همانی که شب و روز برایش یکی است، همانی که هم صدای با مردم گریه می کند، همنوای با آنها اعتراض می کند، همانی که همنشینش همان خودکاری است که روز به روز بر قیمتش افزوده می شود و از کیفیت جوهر کاسته...

امروز به وبلاگ چند نفر از همکاران قدیمی سر زدم، یادداشت هایی که در سال 86 نوشته شده بود، خبرنگارانی که سال 87، به طور دسته جمعی اخراج شدند، مطالبی که به چه دلیل نامعلومی فیلتر شده بودند، پنداشتم سایه این خبرنگاران برای برخی از آهن مذاب هم داغتر است، شاید قلمشان برنده تر از تیغ شمشیر بود، عده ای توان درد کشیدن نداشتند، فکر کردند نمک بر روی زخمهایشان ریخته می شود، تیغ فیلتر در دست گرفتند و حتی خبر اخراجشان را هم فیلتر کردند...

من خود را در آن حد و توان نمی بینم و هرگز نیز ندیده ام که بخواهم خود را با آنان مقایسه کنم، خبرنگاران تلاشگری که همچون طوفانی آمدند و فضای رسانه ای به خواب رفته زنجان را تکان دادند و رفتند...

چندی پیش تعدادی از همین خبرنگاران بار دیگر گرد هم جمع شدند تا دست در دست هم دهند و بار دیگر در فضای رسانه ای کنونی زنجان که کم از وضعیت رخوت و خواب رفتگی ندارد، طوفانی به راه بیندازند و به خواب رفتگانی را که نام خبرنگار بر دوش نصب کرده اند را بیدار سازند، اما چه سود که بار دیگر سایه تلخ سانسور بر روی سر آنان افتاد و نشریه وزینشان بسته شد، اما آنان همچنان امیدوار به نوشتن و قلم زدن بودند، لذا اسباب خانه را به نشریه دیگری منتقل کردند اما چه سود که حرف حق تلخ است و دیدن حقیقت تلخ تر، خبرنگارانی که روزی سر به همه کوچه پس کوچه های شهر می کشیدند تا صدای فریاد مظلوم و رنج کشیده ای باشند، این بار نیز با قفل توقیف مواجه شدند و ناچار راه خانه در پیش گرفتند...

خبرنگاران اخراجی دوست داشتنی، با تمام وجود به شما احترام قایل هستم...


  

خیلی ازش خوشم اومد، خدایی خیلی وزیر مردمی بود...

اومده بود زنجان برای افتتاح چند تا پروژه عمرانی و کلنگ زنی طرح پنجاه و چند ساله سبزه" بیشتر تو چشم بودن تا محافظای آقای وزیر.

موضوع به اینجا ختم نشد، آقای وزیر که کلنگ پروژه پنجاه و چند ساله سبزه میدان زنجان رو زد (البته اول با کلنگ بعد با لودر) راهی راه آهن شد، اما برخلاف همه مسوولانی که تا او روز دیده بودم، اول که با قطار اومده بود و هیچ کاروانی از ماشین ها رو دنبال خودش راه ننداخته بود، حالا با پای پیاده از وسط شهر زنجان به طرف بازار تاریخی شهر حرکت کرد.

با مغازه دارا سلام و علیک می کرد، گاهی اونقد گرم می گرفت که می شد خیال کرد می شناسدشون...

تا خود راه آهن رو همراه با سه تا از معاونا و مدیران وزارتخونه ای که آورده بود به همراهی استاندار پیاده رفت و بعد از خداحافظی مثل مردم عادی سوار قطار شد و رفت!

در نظرم آقای دکتر عباس آخوندی، اولین مسوولی بود که تا این اندازه مردمی بود و خودش رو از مردم جدا نمی دونست...!

اما روزها گذشت و سالگرد 9 دی فرا رسید و تصاویر مستند از وقایع سال 88 دوباره روی صحنه تلویزیون خود نمایی کرد.

دکتر آخوندی به عنوان نماینده ستاد آقای میر حسین موسوی توی دفتر رهبر انقلاب حاضر شده بود و تاکید هم می کرد که تقلبی رخ نداده و هی می گفت در اینکه انتخابات سالم بوده و تقلبی نداشته شکی نیست!

اما چرا کسی نبود از آقای مسوول بسیار مردمی بپرسه، دکتر آخوندی عزیز چرا شما که به واقعیت آگاه بودی در مقابل اقدامات رییست که اون زمان میر حسین موسوی بود موضع نگرفتی؟

چرا خودت رو کنار نکشیدی و به کاندیدای مطلوبت نگفتی اقای موسوی مواضعت و کارهات غلطه، از خواب خرگوشی بیدار شو؟

آقای آخوندی الآن که بر مسند وزارت تکیه زدی میزان همراهیت با مردم ستودنیه، ولی ای کاش سال 88 هم کاری انجام می دادی که باز هم ستودنی بود!


  

سالی یک روز است، اما امسال در زنجان 17 مرداد روز خبرنگار نبود.

طبق روال معمول هر سال، به پاس بزرگداشت زحمات خبرنگاران، در سالروز شهادت محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی مراسمی بر پا می شود.

هر چند این مراسم ها برابر با تلاش شبانه روزی یک سال یک "خبرنگار" نمی تواند باشد، اما همین بس که فرصتی برای قدردانی از زحماتی فردی فراهم می شود که یک سال در گمنامی تمام اقدام به اطلاع رسانی و دفاع از حقیقت و تلاش برای رفع مشکل مردم می کند.

شاید همان هدیه کوچکی که در این روز به خبرنگار اعطا می شود، برابر با گوشه کوچکی از زحمات وی نباشد، اما همین بس که یک روز همگان از این قشر پر تلاش و زحمتکش یاد می کنند و به خاطر می آورند که چه میزان تلاش و کوشش وی،‌در پیشبرد اهداف و برنامه ها و برطرف سازی موانع موجود کارساز و راهگشا بوده است.

اما امسال در زنجان این روز گویا به فراموشی سپرده شد و به نام خبرنگار، دیگران بهره بردند و شب با لبی خندان راهی خانه شدند.

به دلیل واقع شدن 17 مرداد "روز خبرنگار" با جمعه، امسال خانه مطبوعات استان زنجان به عنوان تیمی که اجرای برنامه پاسداشت این روز را بر عهده گرفته بود، زمان پاسداشت را به عصر پنجشنبه موکول کرد.

خبرنگاران و البته تمام مدعیان خبرنویسی خوشحال و خندان از اینکه قرار است، یک روز برای خود بنویسند و سخن از مدیران دستگاه های مختلف و مشکلات بخش های گوناگون نباشد، راهی تالار علامه طباطبایی دانشگاه‌آزاد اسلامی زنجان شدند.

ساعت شش و 30 دقیقه مراسم طبق برنامه ریزی ها شروع شد و آقای "داوود بیات" پس از نطق کوتاه و قرایی که با کمک گرفتن از آیه ای از سوره احزاب خواند، با قرائت قرآن زنگ آغاز برنامه را به صدا درآورد.

از همان ابتدا پیدا بود که هیچ انسجام و نظمی در برنامه ریزی ها وجود ندارد و نباید انتظار وقوع معجزه برای خبرنگاران را داشت.

مراسم روز خبرنگار در زنجان

از ترتیب نشستن مسوولان مطبوعات، خبرنگاران و مدیران مدعو و حضور گروه کر ارتش در صندلی ها تا تمام شدن ویژه نامه ای که به مناسبت روز خبرنگار چاپ شده بود،‌ اما دست کمتر خبرنگاری رسید.

در ادامه برنامه "ناصر مقدم" مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان پشت تریبون رفت و آمار جالبی ارائه داد.

زنجان صاحب 54 نشریه محلی، 12 نمایندگی خبرگزاری و 19 نمایندگی نشریه سراسری است.

مقدم این را نیز یادآورشد که از نشریات محلی دو نشریه به صورت روزنامه منتشر می شوند و مابقی یا هفته نامه هستند و یا دو هفته نامه، ماهنامه و فصلنامه.

مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان که به نظر مختصر اطلاعاتی نیز در زمینه مشکلات مطبوعات داشت به برنامه دولت برای خبرنگاران و آموزش آنان اشاره کرد و از برگزاری جشنواره منطقه ای مطبوعات خبرداد.

پس از مقدم نوبت به مسعود الماسی مدیر خانه مطبوعات استان زنجان که پیش از این حاشیه های بسیاری برای برنامه این روز رقم زده بود، رسید.

مسعود الماسی پشت تریبون رفت، اما از مشکلات پیش روی خبرنگاران نگفت، از دردی که خبرنگاران طی یک سال در برابر مدیران ناآگاه و یا لجباز می کشد، نگفت، از توهین و حقارتی که به خبرنگاران می شود، حرفی نزد و بغض در گلو مانده خبرنگاران در کلامش جایی نداشت.

وی فقط به ارائه گزارش عملکردی پرداخت که قرار بود در آینده اجرا شود و خود نیز به خوبی می دانست پس از این مراسم هیچ سمتی در خانه مطبوعات استان زنجان ندارد و باید بساط خود را برای ریاست انجمن سینماگران جوان جمع کند.

مجری پس از سخنرانی الماسی پشت تریبون رفت و از پخش کلیپی خبر داد که به مناسبت روز خبرنگار آماده شده بود، کلیپی که 25 دقیقه به طول کشید اما هیچ حرفی از سختی کار خبرنگاری، مشقت هایی که خبرنگاران طی 12 ماه گذشته متحمل شده اند و شادی آنان نشان نداد.

کلیپ منحصر بود به سخنرانی عده ای کثیری که اغلب آنان از عرصه خبر بی اطلاع بودند و فقط از دور می دانستند زنجان مطبوعاتی دارد و خبرنگارانی در آن فعالیت می کنند.

کلیپ سرشار بود از تصاویر لگوی هفته نامه ها و ماهنامه هایی که هر از چند گاهی فاصله انتشار آنها به شش ماه نیز می رسد اما تصویری از خبرگزاری ها و حتی رسانه ملی در آن وجود نداشت.

پس از پخش کلیپ نوبت معاون پارلمانی وزیر آموزش و پرورش که مدیر مسوول هفته نامه پیام زنجان و رییس ستاد انتخاباتی رییس جمهوری در سال 92 در زنجان بود رسید و وی پس از بیان خاطره ای از لزوم رعایت اعتدال در جمع اصحاب رسانه خبر داد.

شاید جای اعتراض داشته باشد که به حجت الاسلام مصطفی ناصری یادآورشد، جناب رییس ستاد انتخابات آقای روحانی، منظور رییس جمهور از اعتدال سکوت اصحاب رسانه در برابر ناملایمتی ها و سختی ها نیست، چه آنکه ایشان به وضوح بارها منظور خود از اعتدال را عنوان کرده اند و هیچ جای سخن خود نگفته اند خبرنگاران باید چشم به روی واقعیت ها ببندند و به خاطر رعایت اصل اعتدال از اعتراض علیه آن خودداری کنند.

محمد رضا خانمحمدی نماینده مردم ابهر، خرمدره و سلطانیه چهارمین سخنرانی بود که پشت تریبون حاضر شد و در ابتدای سخنان خود نسبت به طولانی بودن کلیپ پخش شده اعتراض کرد.

خانمحمدی به سختی کار خبرنگاران اشاره کرد اما بخش مهم سخنان وی مربوط به مشکلات اقتصادی گریبان گیر کشور اختصاص یافت.

حسین نجاری رییس هیات مدیره خانه مطبوعات زنجان پس از نماینده مجلس شورای اسلامی پشت تریبون رفت و در نطق قرایی از رسالت خبرنگاران سخن گفت، اما چه حیف که باز سخنی از درد و رنج خبرنگاران که از نبود بیمه، قراردادهای کاری، دستمزد مناسب، دوره های آموزشی لازم، نظارت بر فعالیت آنان و برابری خبرنگاران اسمی و رسمی می نالند، نراند.

این مراسم دو سخنران دیگر نیز داشت که هیچ یک از جمع خبرنگاران نبودند و حرفی از مشکلات این قشر نزدند.

احمد حکیمی پور عضو شورای اسلامی شهر تهران و حسین محرابی مدیرکل مطبوعات و رسانه های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دونفری بودند که هر یک بخشی از این برنامه دو ساعته را پرکردند.

بخشی از برنامه نیز به تک نوازی استاد نجفی اختصاص یافت و برای دومین بار کلیپ دیگری پخش شد.

قسمت پایانی برنامه که همه خبرنگاران پس از این مدت انتظار و شنیدن سخنرانی های غیر مرتبط منتظرش بودند، تجلی و تقدیم هدایا بود.

اما زمانی که مراسم تجلیل به پایان رسید، از تنها کسانی که به نظر نیازی به تجلیل نداشتند و یاد نشد، همان خبرنگارانی بودند که طی برنامه نه نامی از آنها برده شده بود و نه یادی بر سر زبان ها افتاده بود.

در پایان برنامه از پیشکسوت که فقط برخی از آنها از اصحاب رسانه محسوب می شدند و برخی دیگر در عرصه های مختلفی غیر خبر و اطلاع رسانی فعالیت می کردند، تجلیل شد.

فعال اجتماعی، تاریخ نگار، استاد دانشگاه و چاپخانه دار از جمله این افراد بودند که تا کنون در رسانه ها فقط به عنوان منبع خبری مورد توجه قرار می گرفتند و اکنون به نام رسانه و در روز خبرنگار با عنوان پیشکسوت این عرصه مورد تجلیل واقع شدند.

بخش دوم تجلیل که شگفتی بیشتر خبرنگاران را رقم زد تجلیل از مدیرانی بود که طی سال کمترین حمایت را از رسانه ها نداشتند، اما به عنوان دوستدار رسانه مورد تقدیر واقع شدند.

علت اصلی این گزینش فقط کمکی نقدی بود که این مدیران برای برگزاری روز خبرنگار از خانه مطبوعات کرده بودند.

برنامه به پایان رسید و بار دیگر خبرنگاری که طی سال مظلوم بود، مظلومتر واقع شد و هیچ یک از مدیران و مسوولان استانی که بالای سن برای اعطای هدایا ایستاده بودند حتی جویا نشدند که چرا نامی از خبرنگار برده نشد و جایگاه این افرادی که مورد تجلیل واقع شدند در میان اصحاب رسانه کجاست.

باید به چند روز قبل تر از روز خبرنگار بازگشت و مشاجره ای که میان رییس شورای شهر زنجان و یکی از خبرنگاران واقع شده و منجر به خواباندن سه ضربه سیلی به گوش خبرنگار شده بود، اشاره کرد و در تکمیل این خبر گفت، این دعوا پس از دو روز با میانجیگری  فرماندار به سادگی به آشتی بدل شد.

بماند فردی که در این دعوا با عنوان خبرنگار مورد ضرب و شتم واقع شده بود، عنوان غیر قانونی قائم مقام مدیر عامل خانه مطبوعات را در حالی بر دوش می کشد که هیچ جایگاهی در هیات مدیره ندارد.

بماند که مدیر عامل خانه مطبوعات جلسات هماهنگی پیش از این بارها با منت مسوولیت خود را به رخ خبرنگارانی کشیده بود که با رای و نظر آنان چنین مسوولیتی را بر عهده گرفته بود و حالا می خواست با دریافت یک میلیارد ریال اعتبار برنامه ای در شان و جایگاه خبرنگار اجرا کند.

بماند که همین آقای مدیرعامل از برگزاری برنامه باشکوهی دم می زد که هیچ رنگ و بویی از خبررسانی و خبرنگاری در آن نبود و فقط عنوان روز خبرنگار به فرصتی برای عرض اندام و سود جویی وی تبدیل شده بود.

بماند که محل برگزاری مراسم نه، ولی شامی که میزبان که همان دانشگاه آزاد اسلامی زنجان بود بدون داشتن هیچ گونه مجوزی اقدام به دادن شام به خبرنگاران کرد که از 500 مهمان دعوت شده به این مراسم حتی 150 نفر نیز خبرنگار نبودند.

بماند که در جلسه هماهنیگ نخست روز خبرنگار اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی پرداخت 300 میلیون ریال و استانداری زنجان 100 میلیون ریال برای این مراسم را تضمین کرد ولی برآوردی که هر عاقلی می توانست از مراسم و حاشیه آن داشته باشد، صرف هزینه ای بیشتر از 100 میلیون ریال را تلقی نمی کرد.

بماند که مدیران دوستدار رسانه ای که مورد تجلیل واقع شدند، هریک مبلغی چشم گیر برای برگزاری این مراسم پرداخت کرده بودند، اما چیزی که در نهایت عاید خبرنگاران شد، لوح های خالی و کارت های یک میلیون و 500 هزار ریالی بود.

تمامی این وقایع یک نتیجه بیشتر نداشت و آن اینکه تا کی قرار است به نام خبرنگار، برخی افراد سود جو در لباس مقدسی که برای این شغل دوخته شده است، اقدام به رسیدن به امیال شخصی کرده و با غرور تمام حتی حاضر به شنیدن حرف دل فعالان این بخش و دلسوزان رسانه نباشند.

در حالی صدای اعتراض خبرنگاران سالن علامه طباطبایی را که حالا خالی از حضور مسوولان بود، پر می کرد که هیچ کس حتی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی پاسخ گوی سوال بی پاسخ خبرنگاران نبود.


  

محبوب است و منفور...

محبوب در نزد ایرانیان و منفور نزد آمریکا و تمام کسانی که به نوعی به آنان وابسته است به خصوص اسرائیل سفاک...

سردار سرلشگر بسیجی که خود را فقط سرباز  رهبر می داند و به نظر در عمر 57 ساله اش، تمام وجود خود را به رنگ ولایت درآورده است.

سردارقاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران، کسی است که آمریکا از وی به نام ژنرال قاسم سلیمانی نام می برد و او را در لیست ترور های خود قرار می دهد او را تروریست می نامند و دستور ترور او را صادر می کند...

شاید همین موضوع دستور ترور این سردار والا مقام و خاکی و خدایی خود، سندی محکم بر حمایت دولت آمریکا و اسرائیل غاصب از تروریست ها باشد.

سردار سلیمانی افتخار تمام ایرانی هایی است که جان خود را در دفاع از میهن و اعتقاد خود در دست دارند و اگر مویی از سرش کم شود، هزاران جوان خود را برای ادامه مسیر او بسیج می کنند.

سردارسرلشگر قاسم سلیمانی الگوی تمام جوانان بسیجی و ولایتی ایران است.


  
خبر مایه
آمار وبلاگ

بازدید امروز :11
بازدید دیروز :22
کل بازدید : 11401
کل یاداشته ها : 14


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ